آینه ها خاموشند چهره ای پیدا نیست
عشق ها مرده اند، عاشقی رؤیا نیست
در سر راه عشق، دل تو تنها نیست
چشم به راحت مانده عشق من رؤیا نیست
من همیشه تنها تا به فردا بودم
جان من ای مریم، راه من بیراه نیست
عابدی گفت مرا،عاشقی پیشه کن
آه افسوس نشد، عشق تو با ما نیست
من شقایق دیدم، عشق را فهمیدم
ولی در قلب تو،این شقایق جا نیست
در دلم ماهی ها، در سرم جنگل ها
ولی در آغوشت، این بهشت با ما نیست
ماه من ماه شدی؟ عاشقی راه شدی؟
در سر راه عشق،هیچ کس با ما نیست
برزخ من اینجا هست، در دلت دریا نیست
هیچ افسانه نگو، دل تو با ما نیست
دل تو هر جا هست، عاشقی پیشه کن
تا به آن روز قیام، جز دلت یاری نیست
نکیسا
نوع سخن :
اتاق آبی خاطره ها،
برچسب ها :