کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 

شعر من خشکید و این ساحل نمی آید به چشم

عشق من پژمرد، بازم نمی آید به چشم؟

 

دست من کوتاه مانده از صفای زندگی

هست یاری در دیار عشق؟ نمی آید به چشم

 

خاطرم افسرد در غروب امیدها

سبزی و آب و ترانه، نمی آید به چشم

 

در صف مبهم عشق ها و یارها

آن صفا و راستی، بازم نمی آید به چشم

 

من همان خشکیده رودم می شناسی تو مرا؟

این نگاه آشنا، بازم نمی آید به چشم؟

 

آخر این قصه می دانم، می میرد دلم

در نگاه عشق های پوچ، بازم نمی آید به چشم

 

نکیسا





نوع سخن : اتاق آبی خاطره ها، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : پنجشنبه 17 آبان 1386 :: از جانب : کامیار

آینه ها خاموشند چهره ای پیدا نیست

عشق ها مرده اند، عاشقی رؤیا نیست

 

در سر راه عشق، دل تو تنها نیست

چشم به راحت مانده عشق من رؤیا نیست

 

من همیشه تنها تا به فردا بودم

جان من ای مریم، راه من بیراه نیست

 

عابدی گفت مرا،عاشقی پیشه کن

آه افسوس نشد، عشق تو با ما نیست

 

من شقایق دیدم، عشق را فهمیدم

ولی در قلب تو،این شقایق جا نیست

 

در دلم ماهی ها، در سرم جنگل ها

ولی در آغوشت، این بهشت با ما نیست

 

ماه من ماه شدی؟ عاشقی راه شدی؟

در سر راه عشق،هیچ کس با ما نیست

 

برزخ من اینجا هست، در دلت دریا نیست

هیچ افسانه نگو، دل تو با ما نیست

 

دل تو هر جا هست، عاشقی پیشه کن

تا به آن روز قیام، جز دلت یاری نیست

 

نکیسا





نوع سخن : اتاق آبی خاطره ها، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : چهارشنبه 2 آبان 1386 :: از جانب : کامیار

تو از خواب هزار ساله ی من چه می دانی؟

ای یوسف

تو از درد بی درمان من چه می دانی؟

ای یوسف

تو از اشکهای بی پایان من چه می دانی؟

ای یوسف

مرا در غم تنهایی رها کردی و رفتی

بی وفا

سرای عشق را بر من گمراه کردی و رفتی؟

بی وفا

مرا در حسرت یک لبخند تنها گذاشتی؟

تنها،من

تا به امید پیوستن به خورشید زنده بمانم؟؟؟؟

افسوس ، من

تو می دانستی من از ماه هستم نه خورشید؟

ای یوسف

تو می دانستی خاکستر می شوم اگر بروی!

اما رفتی

سالهاست اشکهایم جاریست چشم انتظار تو

ای یوسف

اگر برنگردی خواهم مرد در غم این جدایی

ای یوسف

اگر بر نگردی . . . . .

نکیسا





نوع سخن : اتاق آبی خاطره ها، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : چهارشنبه 25 مهر 1386 :: از جانب : کامیار
( کل صفحات : 8 )    ...   5   6   7   8   
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
 
 
 
Lock saving script