تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - گزیده ای از کتاب حاجی آقا اثر صادق هدایت
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 


http://photo.goodreads.com/books/1225979408l/659063.jpg



در کتاب حاجی‌آقا نوشته صادق هدایت (1945)، حاجی به کوچک‌ترین فرزندش درباره نحوه کسب موفقیت در ایران نصیحت می‌کند: توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمی‌خواهی جزو چاپیده‌ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی.


به ادامه مطلب رجوع کنید





 

1- تمام فلسفه حاجی در آن خلاصه می شد، به خورد کیومرث می داد و می گفت: " توی دنیا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپیده. سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می کنه و از زندگی عقب می اندازه، فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن. چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافیست تا بتوانی حساب پول را نگهداری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه، باید هر چه زودتر وارد زندگی شد. همین قدر روزنامه را توانستی بخوانی بسه. باید کاسبی یاد بگیری با مردم طرف بشی، از من می شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری. سعی کن پروو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می توانی عرض اندام بکن. حق خودت را بگیر، از فحش و تحقیر و رده نترس، حرف توی هوا پخش میشه. هر وقت ازین در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی سواد. چون گاهی هم باید تظار به حماقت کرد تا کار بهتر درست بشه."

مملکت ما امروز محتاج به این جور آدم هاست. باید مرد روز شد: اعتقاد و مذهب و اخلاق و این حرف ها همه دکانداریست. اما باید تقیه کرد چون در نظر عوام مهمه. برای مردم اعتقاد لازمه، باید به آنها پوزه بند زد وگرنه اجتماع یک لانه افعیست. هر کجا دست بگذاری، می گزند. باید مردم مطیع و معتقد به قضا و قدر باشند تا با اطمینان بشه از گرده آنها کار کشید. چیزی که مهمه، طرز غذا خوردن، سلام و تعارف، معاشرت، لاس زدن با زن مردم، رقصیدن، خنده های توی دل برو و مخصوصاً پرروئی را یاد بگیر. دوره ما این جور چیزها باب نبود، نان را به نرخ روز باید خورد.

 

2- غصه خوری بیجا! یک نفر، ده نفر، هزار نفر، به درک که مردند. من از کلیات حرف می زنم. فردا که قدرت افتاد دست دهمان دهاتی بیچاره که برایش دلسوزی می کنید. آنوقت زن و بچه من و شما باید بره به دست و پای همان دهاتی بیفته و استغاثه بکنه . . .  بله، یعنی اگر قرار بشه که مردم افسار سر خود بشند، دیگر جای من و شما نیست. تا موقعی که مردم سر به گریبان وحشت آن دنیا و شکیات و سهویات نباشند، درین دنیا مطیع و منقاد نخواهند ماند. آنوقت ماها نمی توانیم به زندگی خودمان برسیم. تا ترس و زجر و عقوبت دنیوی و اخروی در میان نباشه، گمان می کنید می آند برای من و سرکار کار می کنند؟ این پنبه را از گوشتان در بیارید. واضح تر بگم: اگر ما مردم را از عقوبت آن دنیا نترسانیم و به تحمل شدائد زندگی ترغیب نکنیم و درین دنیا از سرنیزه و مشت و توسری نترسانیم، فردا کلاه ما پس معرکه است.

3- مقصودم اینه که لب مطلب را به شما بگم تا چشم و گوشتان باز بشه و دانسته اقدام بکنید. قدیمی ها همه این را می دانستند. پس مردم باید گشنه و محتاج و بیسواد و خرافی بمانند، تا مطیع ما باشند. اگر بچه فلان عطار درس خواند، فردا به جمله های من ایراد می گیره و حرفهائی می زنه که من و شما نمی فهمیم. آنوقت خداحافظ حاجی آقا و حجت الشریعه. وظیفه ماست که مردم را احمق نگهداریم تا سر به گریبان خودشان باشند و تو سر هم بزنند. همیشه درین آب و خاک دزدها و قاچاقها همه کاره بوده اند، چون که مقامات صلاحیتدار خارجی اینطور صلاح دیدند.

4- اشتباه نکنید. ما نمی خواهیم که شما بروید و نماز و روزه مردم را درست بکنید. برعکس ما می خواهیم که به اسم مذهب، آداب و رسوم قدیم را رواج بدیم. اما به اشخاص متعصب سینه زن و شاخ حسینی و خوش باور احتیاج داریم نه دیندار مسلمان. باید کاری کرد که برزگر و دهقان خودش را محتاج من و شما بدانه و شکرگذار باشه. اما فراموش نکنید که ظاهراً برای مردم باید اظهار همدردی و دلسوزی کرد، چون امروز مد شده. اما در باطن باید پدرشان را در آورد. یک حرفهائی است که مد میشه و این حربه ماست.

5- انجمن از شما قدردانی خواهد کرد. شاید این سفر وظیفه دشوارتری به عهده شماست. صاف و پوست کنده به شما خاطر نشان می کنم که فقط به وسیله شیوع خرافات و تولید بلوا به اسم مذهب می توانیم جلو این جنبش های تازه که از طرف همسایه شمالی به اینجا سرایت کرده بگیریم. بعد هم یک نره غول برایشان می تراشیم تا این دفعه حسابی پدرشان را در بیاره. این آخرین اسلحه بران ماست. در صورت لزوم ما با اجنه و شیاطین هم دست به یکی خواهیم شد، تا نگذاریم که وضعیت عوض بشه، عوض شدن جامعه یعنی مرگ ما و امثال ما، پس وظیفه شما رواج قمه زدن، سینه زدن، بافور خونه، جن گیری، روضه خوانی، افتتاح تکیه  و حسینیه، تشویق آخوند و چاقوکش و نطق و موعظه بر ضد کشف حجابه. باید همیشه این ملت را به قهقرا برگردانید و متوجه عادات و رسوم دو سه هزار ساله پیش کرد.



آرزومند آرزوهایتان
کامیار
یا حق





نوع سخن : آثار صادق هدایت، كتاب خوب، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : دوشنبه 27 دی 1395 :: از جانب : کامیار
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script