تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - خلاصه كتاب فواید گیاهخواری صادق هدایت 1306
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 



(استفاده از این مطلب با ذكر منبع بدون مشكل می باشد)


خلاصه كتاب فواید گیاهخواری صادق هدایت 1306 ه . ش

روزانه میلیون ها كرور حیوان اهلی به خاطر خوش آمد ذائقه فاسد شكم پرست و گوشت خوار آدمیان قربانیمی شوند و به سادگی می شود بر روی خون این موجودات كشتی رانی كرد.واضح است كه در نهاد انسان یك احساس تنفر و اكراه از كشتار و درد سایر جانوران وجود دارد و نیز آشكار است كه هر گاه همه مردم وادار می شدند حیواناتی را كه می خورند با دست خودشان بكشند بیشتر آنان از گوشت خواری دست می كشیدند.نباید احساسات طبیعی خودمان را پست شمرده،دلیل بر رقت قلب بدانیم.هیچ چیز به اندازه احساس تنفر و انزجار انسان از كشتار،طبیعی نیست،چون كه برای این كار آفریده نشده است.


به ادامه مطلب رجوع كنید. 

آیا تا به حال به این فكر افتاده اید چرا همیشه سلاخ خانه را بیرون از شهر، دور از مردم، می سازند.سلاخ خانه اختراع حیوان دوپاست،هیچ جانور درنده و خون خواری به این رذالت طعمه خود را نمی خورد.انسان روی گرگ و جانوران خونخوار روی زمین را سفید كرده و اسم خونخواری را بر روی آنها گذاشته در حالی كه این نام بیشتر برازنده خود اوست.

می توانید تفكر كنید آنان كه در سلاخ خانه كار می كنند چگونه بعد از سال ها كشتار حیوانات از احساس خالی می شوند كه حتی در كشوری مثل آمریكا هیچ وقت شهادت قصاب را درباره جنایتی نمی پذیرند و پیشه او را پست می شمارند،اما این پستی او تقصیر همه آنهایی ست كه گوشت می خورند.

انسان خون می ریزد،تخم بیدادی و ستمگری می كارد،پس در نتیجه ثمره جنگ و درد و ویرانی و كشتار می گردد.انسانیت پیشرفت نخواهد كرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوش بختی و آزادی و آشتی را نخواهد دید تا هنگامی كه گوشت خوار است.این اشتباه از یك جا ناشی می شود كه انسان گمان كرده كه ناگزیر به كشتار برای زندگانی است و گوشت خوراكی مقوی است،اگر نخورد می میرد و حقیقتاً باید احتیاج به خوردن گوشت برای زندگی انسان احتراز ناپذیر باشد تا  برای پوزش جنایاتی كه هر روز چندین میلیون بار روی كره زمین از او سر می زند،كفایت بكند.

اگر صادقانه بخواهیم در این مسئله تعمق داشته باشیم خواهیم دید كه طبیعت كاملا به ما نشان می دهد كه غذای هر حیوان بسته به ساختمان بدن و احتیاجات بدن او فراهم شده است.ساختمان جسمانی انسان كاملاً شبیه است به ساختمان میمون های میوه خوار.

در جایی خواندم بعضی ها می گویند ساختمان بدن انسان گوشت خوار و همه چیز خوار درست شده و بیشتر مردم كوركورانه آن را باور كرده اند.این تنها یك افسانه پوچ و خالی از واقعیت است. ((كووییه))((Cuvier)) دانشمند بزرگ در تشریح الابدان خودش می گوید:‌ ((خوراك طبیعی انسان،مطابق ساختمان بدن او به نظر می آید كه عموماٌ میوه ها و ریشه ها و قسمت های آبدار نباتات می باشد.دست های او به آسانی برای چیدن آنها به كار می رود و از یك طرف آرواره های او كوتاه و كم زور است و از طرف دیگر دندان هایكلبی او از سایر دندان هایش بلندتر نیست و به او اجازه نمی دهد كه نه علف بخورد و نه گوشت جانوران را بدرد،هرگاه این خوراك ها را به وسیله پختن آماده نمی كند)). در ابتدا انسان اولیه مانند میمون های بزرگ بوده و از دانه گیاه ها و میوه ها می زیسته،چنان كه ناخن ها،دندان و عضلات و همچنین تشریح تمام بدن او به ما گواهی می دهد.این مسئله را دانشمندان بزرگی همچون داروین،هگل،هوكسلی و فلورنس نیز تأیید نموده اند.

معده انسان همچون معده حیوانات گوشت خوار دیواره ضخیم و عضلانی برای هضم گوشت خرد نشده ندارد.بدن انسان همچون حیوانات گوشت خوار نمی تواند ازت بسیاری كه در گوشت هست را تبدیل به آمونیاك بكند و ترشحات معده ای و بزاق غده های لوزالمعده او گوشت را حل نمی نماید.عدم توانایی كبد انسان در دفع ازت گوشت،سبب امراض نقرس و روماتیسم و ناخوشی اعصاب می شود.

از طرف دیگر روده های گوشت خواران كوتاه است و گوشت فاسد شده در آنجا توقف نمی كند،درازی روده های انسان دلیل دیگری ست كه گوشت خوار نمی باشد و خوردن گوشت باعث فساد در روده ها شده و تولید میكروب های كشنده می نماید كه همین باعث بیماری هایی همچون آپانتیسیت و زخم روده می شود.

از طرف دیگر اگر بخواهیم همانند گوشت خواران فسفات بدست آوریم باید گوشت خام را بهمراه استخوان كه حاوی املاح معدنی فسفات می باشد مصرف كنیم.

انسان تنها موجودیست كه تمام زندگی خود را فدای نیاز به خوردنش كرده است و نمی خواهد از سفره خود چیزی بكاهد.انسان متمدن امروزی و همچنین وحشی های سرگردان،بجز شكم و شهوت چیز دیگری را در نظر ندارند.او نمیخواهد از لذت ساختگی خوردن گوشت كه انسان از روی نادانی و سستی برای خودش درست كرده،دست بكشد چون اینکار سکته ای بزرگ بر پایه های تمدن و غرور بی جای انسان خواهد بود.

شیمی دان ها مواد لازمه برای بدن انسان را به چهار قسمت عمده تقسیم كرده اند:

1- آلبومینوئید ها،كه مانند سفیده تخم مرغ دارای ازت می باشند.عضلات از این ماده تشكیل می یابند.خوراك هایی كه بیشتر از همه دارای این ماده هستند عبارتند از گوشت،تخم مرغ،پنیر،غلات خشك، لوبیا، نخود،عدس،میوه های روغن دار

2- چربی،كه در بعضی مواد حیوانی یا نباتی یافت می شود مثل كره،روغن،روغن های نباتی،زیتون،كنجد،پنیر،بادام،گردو

3- مواد نشاسته ای یا هیدرات دوكارین،كه قند طبیعی آنها برای پرورش عضلات لازم است مانند:‌غلات،نان،سیب زمینی،بلوط، نخود،عدس،لوبیا،میوه های تازه،شیر،عسل

4- نمك های معدنی،كه تولید نسوج استخوان و ترشحات بدنی می نمایند و عموماً به شكل نمك دیده می شود:كلرورها،كربونات ها و فسفات ها،در پوست حبوبات و همچنین در میوه ها و سبزی های تازه به مقدار زیاد یافت می شود.

برتری اغذیه نباتی از این روست كه علاوه بر ازت فراوان كه می توان مثلا در لوبیا،عدس و بقیه غلات یا در میوه هایروغن دار و بادام یافت كرد،مقدار بالایی نشاسته و مواد معدنی و حتی دو برابر گوشت،فسفات و ده برابر آن آهن دارند.برعكس،گوشت بر اساس جدول تغذیه كاملاً مشخص است كه مقدار بالایی ازت دارد بدون دارا بودن نشاسته و مواد معدنی محسوس. دكتر ((كارتن))‌می گوید:(( موادی كه در هر زمان و همه جا نزد همه مردمان یك اهمیت اولیه دارند،مواد نشاسته ای،غلات و چربی ها هستند.ازت گوشت بدون استخوان برای انسان یك چیز زیادی و خطرناك است.هچنین ازت موادی مانند لوبیا و عدس اگرچه سموم گوشت را ندارند اما زیاده روی در آنها نیزمضر خواهد بود و همان اندازه ای كه در نان و میوه های روغن دار و بعضی سبزی ها یافت می شود برای بدن به خوبی كفایت می كند و از هوا نیز ازت می گیرد.

تاریخچه ی گیاهخواری انسان،به انسان های اولیه كه مثل میمون های میوه خوار بوده اند باز  می گردد.در جنگل های گرمسیری تنها با تغذیه از میوه ها هزاران سال به زندگی خود ادامه دادند و به علت پاره ای از مشكلات طبیعی مجبور به كوچ از آنجا شده و به علت گرسنگی شروع به خوردن گوشت موجوداتی كه شكار میكردند كردهو با كشف آتش این عادت را نگهداری كردند.

برای نمونه بعضی از بزرگان گیاهخوار را برای شما نام می بریم:‌

بودا،زرتشت،فیثاغورث،مغان ایران، دانشمندان هند، كاهنان مصر، فلاسفه یونان، هومر، سقراط، افلاطون، ارسطو، پلوتارك، اپیكور،سنك، پلین،مارك اورل، ویرژیل، زنن، رهبانان ترسایی: اریژن، كریزستم، سن، متصوفین اسلامی:‌حضرت امیر،ابوعلی سینا،ناصر خسرو،شیخ نجم الدین رازی، ابوالعلای‌معری،شیخ عطار،مولوی، غیبیون،یزدانیان،مزداسنان و بسیاری دیگر همه گیاهخوار بوده اند. در بسیاری از مذاهب تأكید بر عدم خوردن گوشت دارند.نخشین قانون بودا می گوید: (( مكشید – با محبت باشید و سیر دایره تكامل جانوران را خراب مكنید.)) زرتشت در اندرزهای خودش كشتن جانوران بی آزار را،كه آفریدگان اهورامزدا هستند،یك جنایت زشت می داند.در اوستا،كشاورزی اولین كار مقدس انسان است،همچنین خوراك های پاكیزه را كه زمین به شكل میوه به ما می دهد ستایش می نماید.

نویسنده معروف ((تولستوی))‌ پرهیز از گوشت خواری را نخستین گام به سوی پیشرفت حقیقی انسان دانسته.نویسنده آلمانی ((نیچه)) با این لحن ستایش گیاهخواری را می نماید: ((‌من گمان می كنم كه گیاهخواری به واسطه پرهیزكاری و تقلیل اجباری خود،از همه شعبات اخلاقی متحداً بیشتر خدمت كرده است این مطلب را هیچ اغراق مپندارید.بی شك آمورزگاران آینده یك طرز خوراك سخت تری تجویز خواهند نمود)).

پروفسور (( ژول لوفور)) در كتاب علمی خود راجع به گیاهخواری،پس از آنكه به طرز درخشانی ثابت می كند كه گیاهخواری تنها خوراكی است كه به خوبی می تواند قوای جسمانی و ذهنی انسان را تقویت بنماید،نتیجه می گیرد: ((گیاهخواری تنها طرز خوراكیاست كه اجازه می دهد بدون اینكه اعضای بدن را در پناه هرگونه سموم خسته بنماید،قوای محركه بدن كاملاٌ نشو و نما یابد و مقاومت در برابر سرما را بیفزاید.))

گیاهخواری از حیث اقتصادی نیز بسیار بصرفه می باشد چنانكه زمینی كه برای كشت غذای دام استفاده می شود بعد به استفاده دام می رسد و در نهایت به مصرف انسان خواهد رسید،این را می توانیم مستقیم به استفاده انسان برسانیم و این مقدار دقیقا حداقل سه برابر،مردم بیشتری را سیر می كند.در این رابطه ((لییه بیك)) می گوید:‌ (( انسانی كه گوشت می خورد برای خوراك خودش یك سرزمین وسیعی لازم دارد،خیلی وسیع تر كه برای شیر و ببر لازم می باشد.یك ملت شكارچی كه در یك سرزمین كوچك زندگانی می كند،اهالی آن نمی توانند زیاد بشوند.))

انجام نامه:

دامنه گیاهخواری امروزه از حدود آسیا تجاوز كرده، چنان كه در انگلیس و فرانسه و آلمان و آمریكا و ممالك اسكاندیناوی و غیره، گروه بی شماری از آن با آغوش باز استقبال كرده اند و برتری آن بر خوراك خونین در همه آب و هواها و محیط ها و نزد نژادهای مختلف انسانی شناخته شده،به طوریكه امروز دیگر كسی نمی تواند لزوم خوراك خونین را برای انسان ثابت بنماید،و بی شك نباتات خوراك نژادهای آینده انسان خواهد بود.

سفره گیاهخوار منظره اسارت حیوان و سلاخ خانه،كشتار و خون و شكنجه طبیعت ماتم زده را نشان نمی دهد. خوراك او دورنمای باغ و بوستان و زندگانی روستایی و كشت و درو و جشن طبیعت را نمایان می سازد.گیاهخواری اولین گامی است كه به سوی راستی و درستی برداشته می شود و برای آیندگان خیلی گران بها خواهد بود،زیرا كه زرخریدی و اسارت انسان و حیوان را بر می اندازد. صنایع و كارهایی را كه سبب تقلب و طفیلی گری و دزدی و جنگ است،ریشه كن می نماید.دشت ها و كشتزارها كه نمایشگاه زندگانی آرام و شادمان می باشد،دیگر منظره خوفناك كشتار و ناله شنكجه ساكنین دلربای آن جا را كه پیرایش طبیعت است،نشان نمیدهد.

درآخر باید بگویم: (( اگر نژاد آدمیزاد روزی به اوج ترقی و تكامل برسد،در یك محیط طبیعی با خوراك نباتی خواهد بود،چنان كه گوشت خواری و تمدن مصنوعی او را فاسد كرده و به سوی پرتگاه نیستی می كشاند،مگر این كه یك نژاد برومند و نونهالی كه زندگانی اش از رویقوانین طبیعت است،جانشین او بشود و گرنه به طرز ننگینی نژاد او خاموش خواهد گشت.

 


آبان ماه 1394

آرزمند آرزوهایتان

كامیار

یا حق





نوع سخن : كتاب خوب، آثار صادق هدایت، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : دوشنبه 18 آبان 1394 :: از جانب : کامیار
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script