تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - خلاصه کتاب ترانه های خیام – اثر صادق هدایت - 1313
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 




(استفاده از این مطلب با ذكر منبع بدون مشكل می باشد)

با عرض درود و خسته نباشید خدمت دوستان گلم
چند روزی بود مجذوب کتاب ترانه های خیام اثر صادق هدایت که در سال 1313 بچاپ رسیده بود شدم و از این رو بر این شدم خلاصه ای هرچند کم اما مفید برای دوستان خودم که همیشه محفل عشق و هستی را با حضورشون گرم میکنند تهیه و ثبت نمایم. 

باشد بدانیم که بودیم و چرا این هستیم.


به ادامه مطلب رجوع کنید

خلاصه کتاب رباعیات خیام اثر صادق هدایت

می شود گفت تنها مدرك مستدل از رباعیات خیام در كتاب ((مونس الاحرار)) 741 ه.ش نوشته شده است. كه نشان می دهد خیام نه اینكه صوفی و مذهبی نبوده بلكه یكی از دشمنان این فرقه به حساب می آمده است.

 

ابریق می مرا شكستی ربی

بر من در عیش را به بستی ربی

 

من می خورم و تو می كنی بد مستی؟!

خاكم به دهن، مگر تو مستی ربی؟!

- - - - - - - - - - -

ناكرده گناه در جهان كیست؟ بگو

آنكس كه گنه نكرد چون زیست؟ بگو

 

من بد كنم و تو بد مكافات دهی

پس فرق میانمن و تو چیست؟ بگو

 

هدایت بوسیله خود رباعیات خیام اثبات كرد كه خیام همیشه یك نوع نگرشداشته و در یك مسیر بوده و تا آخر عمر نشانی از كوچكترین پشیمانی در رباعیات او دیده نمی شود. در رباعیات پیش رو روند یگانه بودن تفكر خیام كاملا برای هر كودكی نیز مشخص است.

 

امروز كه نوبت جوانی من است

می نوشم از آن كه كامرانی من است

 

عیبم مكنید گرچه تلخست خوش است

تلخ است، چرا كه زندگانی من است

 

خیام این رباعی را در كهن سالی سروده:

 

افسوس كه نامه جوانی طی شد

آن تازه بهار زندگانی، دی شد

حالی كه وُرای نام، جوانی گفتند

معلوم نشد كه او كی آمد، كی شد

خیام در این رباعی با مویی سپید و در لحظات آخر زندگانی به جای پشیمانی و ندامت از می گساری های گذشته،تلخی روزگار را باز با همنشینی می،می گذراند و بسیار استادانه این را در رباعی خویش به تصویر می كشد.

من دامن زهد و توبه طی خواهم كرد

با موی سپید قصد می خواهم كرد

 

پیمانه عمر من به هفتاد رسید

این دم نكنم نشاط ، كی خواهم كرد؟

مستشرق روسی ژوكوفسكی، مطابق صورتی تهیه خویش در حدود 82 رباعی «گردنده» بود {یعنی رباعیاتی که به شعرای دیگر نیزنسبت داده شده}. سلاست طبع، شیوایی كلام، فكر روشن سرشار و فلسفه موشكاف كه از خیام سراغ داریم به ما اجازه می دهد كه یقین كنیم بیش از آنچه از رباعیات حقیقی او كه در دست است،خیام شعر سروده كه از بین برده اند و آنهایی كه مانده به مرور ایام تغییرات كلی و اختلافات بی شمار پیدا كرده و روی گردانیده. و از طرفی در این سیر جمع آوری رباعیات خیام هر كس به ذوق خویش كلماتی را تغییر داده است كه به خاطر طبع بالا و ساختمان اصلی رباعی خیام،كاملا كلمه تغییر یافته که نه تنها از مفهموم،بلكه از ظاهر رباعی نیز مشخص است.

به صورت مثال در رباعی اصلی خیام آمده است :‌

(شادی بطلب كه حاصل عمر دمی است) حال در بسیاری نسخه های عبارت (شادی مطلب) آمده است.

در این حال هر آخوندی شبی قدهی زده و رباعی از می و معشوق گفته آن را به خیام منسوب كرده، از این مطالب می شود نتیجه گرفت كه هر فكر ضعیف كه در یك قالب متكلف و غیر منتظم دیده شود از خیام نخواهد بود. مشرب مخصوص خیام، مسلك فلسفی، عقاید و طرز بیان آزاد و شیرین و روشن او، اینها صفاتی است كه می تواند معیار مسئله فوق بشود.

خیام فیلسوف

فلسفه خیام هیچ وقت تازگی خود را از دست نخواهد داد، چون این ترانه های در ظاهر كوچك ولی پرمغز تمام مسائل مهم و تاریك فلسفی كه در ادوار مختلف انسان را سرگردان كرده و افكاری كه جبراًبه او تحمیل شده و اسراری كه برایش لاینحل مانده مطرح می كند. به طور مختصر، ترانه های خیام آئینی است كه هر كس ولو بی قید و لاابالی هم باشد یك تكه از افكار،یك قسمت از یأس های خود را در آن می ببیند و تكان می خورد. از این رباعیات یك مذهب فلسفی مستفاد می شود كه امروز طرف توجه علمای طبیعی است، و شراب گس و تلخ مزه خیام هرچه كهنه تر می شود بر گیرندگیش می افزاید.

در كتاب((اخبار العلماء‌بأخبار الحكماء)) كه در سنه 646 تألیف شده راجع به اشعار خیام این طور می نویسد:‌

باطن آن اشاعر برای شریعت،مارهای گزنده و سلسله زنجیرهای ضلال بود. و وقتی كه مردم او را در دین خود تعییب كردند و مكنون خاطر او را ظاهر ساختند، از كشته شدن ترسیده و عنان زبان و قلم خود را بازكشید و به زیارت حج رفت  . . . و اسرار ناپاك اظهار نمود.

برای خواننده شكی باقی نمی ماند كه گوینده رباعیات تمام مسائل دینی را با تمسخر نگریسته، و از روی تحقیر به علماء و فقهایی كه از آنچه خودشان نمی دانند دم می زنند،حمله می كند. این شورش روح آریایی را بر ضد اعتقادات سامی نشان می دهد یا انتقام خیام از محیط پست و متعصبی بوده كه از افكار مردمانش بیزار بوده است؟!

معلوم است امروزه اگر كسی بطلان افسانه های مذهبی را ثابت نماید چندان كار مهمی نكرده است، زیرا از روی علوم -خود به خود- باطل شده است، ولی اگر زمان و محیط متعصب خیام را در نظر بیاوریم بی اندازه مقام او را بالا می برد.

خیام با دلایل راسخ انسان را مركز عالم هستی نمی داند و او را جام جم خطاب نمی كند در این بیت خواهیم دید كه آمدن و رفتن انسان را با مرگ مگسی یكسان می داند.

آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟                                 آمد مگسی پدید و ناپیدا شد!

به عقیده خیام، كنار كشتزارهای سبز و خرم؛ پرتو مهتاب كه در جام شراب ارغوانی هزاران سایه منعكس می كند، آهنگ دل نواز چنگ، ساقیان ماه رو و گل های نو شكفته، یگانه حقیقت زندگی است كه مانند كابوس هولناكی می گذرد. امروز را خوش باشیم، فردا را كسی ندیده است. این تنها آرزوی زندگی است.

حالی خوش باش زآنكه مقصود این است.

نا آمدگان اگر بدانند كه ما                                   از دهر چه می كَشیم، نایند دگر

خرم دل آنكه زین جهان زود برفت                          وآسوده كسی كه خود نزاد از مادر

در این رباعی خواهیم دید كه این آرزو با نیروانای بودا شباهت بسیار دارد. در فلسفه بودا دنیا عبارت است از مجموعه حوادث به هم پیوسته كه تغییرات دنیای ظاهری در مقابل آن یك ابر، یك انعكاس و یا یك خواب پر از تصویرهای خیالی است:‌

احوال جهان و اصل این عمر كه هست                     خوابی و خیالی و فریبی و دمی است


در فلسفه ی خیام اغلب اهمیت شراب بر زن غلبه می كند ولی وجود زن و ساقی یك نوع سرچشمه ی كیف و لذت بدیعی و زیبایی هستند و هیچ كدام را بی دیگری به عرش نمی رساند. خیام مثل شعرای دیگر مثلا از قهر كردن معشوقه یا نداشتن پول نمی نالد. درد او یك درد فلسفی، و نفرینی است كه به اساس آفرینش می فرستد و بلاخره منجر به فلسفه ی دهری شده. اراده، فكر، حركت و همه چیز به نظرش بیهوده آمده:‌

ای بی خبران، جسم مجسم هیچ است                        وین طارم نه سپهر اَرقَم هیچ است

نزد هیچ یک از شعرا و نویسندگان اسلام،لحن صریح نفی خدا و بر هم زدن اساس افسانه های مذهبی سامی مانند خیام دیده نمی شود شاید بتوانیم خیام را از جمله ایرانیان ضد عرب بدانیم. در بسیاری از اشعار، وی توانسته با قدرت منظور خویش را برساند و خداوند و این جهان را توصیف کند.

ما لعبتکانیم و فلک، لعبت باز

از روی حقیقتی، نه از روی مجاز

و همواره خیام می خواسته این دنیای مسخره، پست غم انگیز و مضحک را از هم بپاشد و یک دنیای منطقی تر روی خرابه آن بنا کند.

گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

برداشتمی من این فلک را ز میان

خیام ذرات بدن را تا آخرین مرحله نشأتش دنبال می نماید و بازگشت آن ها را شرح می دهد. در موضوع بقای روح معتقد به گردش و استحاله ذرات بدن پس از مرگ می شود،زیرا آنچه محسوس است و به تمیز در می آید این ست که ذرات بدن در اجسام دیگر دوباره زندگی و جریان پیدا می کنند،ولی روح مستقلی که بعد ازمرگ، زندگی جداگانه داشته باشد نیست.

به تفکر خیام کوزه روزی ماهرویی بوده است که هم اکنون شراب حکم روح کوزه را برای او دارد. بر این اساس کوزه تصغیر اجزاء بدن انسان است مثل: دهنه، لبه، گردنه، دسته، شکم و . . .  از این رو کوزه یک زندگی مستقل پیدا می کند که شراب به منزله روح آنست:

لب بر لب کوزه بردم از غایت آز

این دسته که بر گردن او می بینی،

دستی است که بر گردن یاری بوده است.

از مطالب ذکر شده می توان استنباط کرد که خیام در خصوص ماهیت و ارزش زندگی یک عقیده و فلسفه مهم دارد. فلسفه او از زندگی کیف و لذت و خوشگذرانی بوده و همیشه میگوید باید شاد بود و این دم که هستید را با شادی و به دور از غم بگذرانید.

رباعیات خیام در عین سادگی بسیار زیبا و دلفریب هستند و معنی وسیعی از تفکرات این بزرگ را در خود جای داده اند. این ها سند کاملی از بزرگی و شکوه تفکر خیام را می رساند.

خیام در شعر از هیچ کس پیروی نمی کند، شاعران بسیاری بعد از او به تقلید از وی پرداختند اما هیچ یک نتوانستند در سخن به شیوایی و سادگی و محتوای سرشار رباعیات وی دست یابند.

یکی از شاعران بنام که از افکار خیام و رباعیاتش الهام گرفته است، حافظ شیرازی می باشد. اما حافظ به تندی و صراحت کلام از لذت دنیا و مغتنم شمردن دنیا ، به جنگ رفتن با زاهدان و صوفیان در اشعارش استفاده نکرده است و بسیار ملاحظه کار از پوچی دنیا سخن می راند.

 

صادق هدایت در این کتاب در مجموع ،141 رباعی را از خیام به نشر می رساند.

 

چکیده ای از روند جمع آوری مجموعه رباعیات خیام:

نسخه‌های اروپایی

آرتور کریستنسن اولین کسی بود که به فکر تعیین رباعیات اصیل و حذف رباعیات جعلی از مجموعه اشعار منسوب به خیام افتاده‌است. او روش‌های متفاوتی برای تشخیص ترانه‌های حقیقی در نظر گرفت که یکی از این روش‌ها تفکیک اشعاری بود که دارای نام خیام بودند. اما خود او نیز پس از مدتی به این روش شک کرد، چراکه از مضمون بعضی از آنها بر می‌آمد که شاعر دیگری آن را درباره خیام گفته باشد،علاوه بر آن تعداد این‌گونه رباعیات از ده یا دوازده رباعی تجاوز نمی‌کرد.

پس از کریستنسن، نیکلای ژوکوفسکی نیز نسخه‌ای از رباعیات خیام را با عنوان عمر خیام و رباعیات سرگردان تهیه کرد که در آن برای تشخیص رباعیات حقیقی خیام از روش دیگری استفاده شده‌است. او ۸۲ ترانه‌ای را که غیر از خیام به شاعران دیگری هم نسبت داده‌اند حذف کرد. این طریقه ژوکوفسکی بین اندیشمندان طرفدارانی پیدا کرد و برخی از محققان روش وی را مناسب دانستند. پس از او کریستنسن و ادوارد دنیسن راس نیز این فرضیه را دنبال کردند و اشعار حذف شده را به ۱۰۱ رباعی رساندند.

 

اما دکتر فردریش روزن،روش ژوکوفسکی و پیروانش را مناسب ندانست و بر رد این نظریه چنین استدلال کرد: «ما نمی‌توانیم فقط به پیدا شدن یک رباعی در دیوانی بدون ملاحظه معنی آن، رباعی را به صاحب آن دیوان نسبت دهیم، زیرا علاوه بر این‌که اشعار گویندگان دیگر داخل گفته‌های خیام شده، ممکن است از رباعیات خیام هم به دیوان سایر شعرا راه یافته باشد.»

 

خود روزن تشخیص رباعیات اصلی خیام را از روی مفاهیم فلسفی ممکن می‌دانست و در نسخهرباعیات خیام خودش، پس از معرفی ۲۳ رباعی و ۵ قطعه شعر عربی چنین اظهار نظر می‌کند: {رباعیات و اشعاری که از عالم تفکرات اشعار فوق‌الذکر دور هستند ابداً به خیام مربوط نیستند و باید آن‌ها را جزء اضافات محسوب داشت و اشعاری که به‌عکس دارای این افکار هستند، ممکن است از آثار او باشند.}

نسخه‌های ایرانی

ظاهراً نخستین فردی که در ایران به فکر تعیین و تفکیک رباعیات اصیل خیام افتاد، غلامرضا رشید یاسمی بود. او در نسخه خود که در سال ۱۳۰۳ منتشر کرد، از بین ۳۴۰ رباعی منتسب به خیام، ۲۴۰ رباعی را قابل قبول دانست. پس از آن صادق هدایت نیز در سال ۱۳۱۳ نسخه‌ای از رباعیات خیام را منتشر کرد. نسخه هدایت با عنوان ترانه‌های خیام شامل ۱۱۹ رباعی بود. سپس در سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی با استفاده از منابع قدیمی، جنگ‌ها و سفینه‌های کتابخانه‌های ایران و ترکیه، نسخه‌ای از رباعیات خیام را که شامل ۱۷۸ رباعی منسوب به خیام بود،تهیه کرد. در سال ۱۳۳۶ احمد شاملو هم نسخه‌ای از رباعیات خیام را که دارای ۱۲۵ رباعی است در کتابی به نام ترانه‌ها ارائه کرد. علی دشتی نیز در سال ۱۳۴۴ در کتابی با عنوان دمی با خیام ۸۱ رباعی را رباعیات حقیقی خیام می‌داند و ۲۰ رباعی دیگر را خیامانه می‌خواند. در سال ۱۳۸۵ نیز کتاب دایره سپهر شامل متن کامل رباعیات خیام به تصحیح جاوید مقدس صدقیانی به چاپ رسید.

 


 آرزومند آرزوهایتان

كامیار


یا حق





نوع سخن : كتاب خوب، آثار صادق هدایت، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : شنبه 2 آبان 1394 :: از جانب : کامیار
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script