تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - زمستان
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 


winter

زمستان

حتی می تواند نام یک شعر باشد

که سوت یخ زده ی واژه هایش را

در خیابانی بلند قدم بزنی

یا خیابانی بلند

که سیگارت چراغ های قرمزش را روشن کند

وقتی پیاده روهایش را

مردان دیگری به خانه برده اند

و دیگر مهم نیست

کسی که همیشه دلش می خواست

بیشتر از عرض یک خیابان با تو قدم بزند


ادامه مطلب رجوع کنید

زمستان

حتی می تواند نام یک شعر باشد

که سوت یخ زده ی واژه هایش را

در خیابانی بلند قدم بزنی

یا خیابانی بلند

که سیگارت چراغ های قرمزش را روشن کند

وقتی پیاده روهایش را

مردان دیگری به خانه برده اند

و دیگر مهم نیست

کسی که همیشه دلش می خواست

بیشتر از عرض یک خیابان با تو قدم بزند

 

گاهی اما زمستان

نام یک فصل می شود

از دندان های تو سوز برف می آید

و خنده هایت چقدر به فاجعه نزدکیند

تو می خندی . . . . من یخ می زنم

و دیگر سخت است بگویم چقدر دوستت دارم

و چقدر می ترسم از خیابان هایی که به خانه ی تو می ریزند و

سقف اتاق من قندیل می بندد

 

من سردم است

و تمام رنگ های گرم دنیا را

زنان دیگری شال گردن بافته اند

من سردم است

و زمستان، تنها زنی عریان است

که هر شب هوس می کند

با فندک یک مرد بسوزد

 

 

لیلا کرد بچه






نوع سخن : شعرهای منتخب، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1392 :: از جانب : کامیار
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script