تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - شعری از عضو جدید محفل غزل مقدادی
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 




سر به هوا میان ابرها قدم بزن
پشتِ چشم نازک کن برای خورشید
غمزه هایت را به ماه بفروش 
تا چشمک ستاره ها بی رونق شود
قاصدک های خوش خیال را پرپر کن
که وجدانت
بدهکار چشم های مانده به راه نباشد
همآغوش با مترسک برقص
!تا حسادت زمین و زمان را برانگیزی
ولی چه فایده؟
...من که دیگر نیستم







نوع سخن : انسان و عشق، شعرهای منتخب، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392 :: از جانب : غزل مقدادی
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script