تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - اولین پست عضو جدید محفل به نام سکوت ماه
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 


نمونه ای از آثار سکوت ماه

تو را دوست میدارم 
تو را بسان تمامی وجود دوست میدارم
ولی از من نخواه كه بی دلیل دوستت داشته باشم
چونان باش كه بی تو نفس بر من سنگ 
وعرصه بر من تنگ شود
وهر شب و روز 
بودنت را فریاد بزنم
وبودنم را فریاد بزنی
به هم پناهنده شویم
ارامش بگیریم 
اری اینگونه دوستت دارم....

 



به ادامه مطلب رجوع کنید


تو را دوست میدارم 
تو را بسان تمامی وجود دوست میدارم
ولی از من نخواه كه بی دلیل دوستت داشته باشم
چونان باش كه بی تو نفس بر من سنگ 
وعرصه بر من تنگ شود
وهر شب و روز 
بودنت را فریاد بزنم
وبودنم را فریاد بزنی
به هم پناهنده شویم
ارامش بگیریم 
اری اینگونه دوستت دارم....

 


سرم گیج است ، منگ است تو را در ذهنم نقاشی میكنم لرزان و مرتعش ،عزیزم ارام بگیر میخواهم زیبا ترسیمت كنم با تمامی جزییات درست ، بی كم وكاست همانگونه كه هستی ....

 


دلم ذهن پاك میخواهد بی هیچ كس ،حتی بی تو ،تا عشقی مقدس در ان جوانه بزند و بارور شود ومیوه دهد تا سرو سامان بگیرم...

 


 دلم را به صاحبش میدهم،

 ارامشی صورتی میگیرم

ودلم ابی میشود

 ووجودم سبزی میگیرد

واینده راسپید میبنم

 

 


شنیده بودم دلمان كه میگیرد تاوان لحظه هایی است كه دل داده ایم

 و اینك دل داده ای و دلداده است
رنجوری و رنجوراست
غمگینی و غمگین است 
دلت فقط او را میخواهدو 
دلش فقط تو را میخواهد فقط تو...

 


با پیمان پیمان دوستی بستیم

 به عهد وپیمانش وفا نكرد

پیمان شكستیم

بی پیمانه شدیم

بی پیمانگی هم عالمی دارد پیمانم...

 


چه حیف که امدی نبودم امدم نبودی وحال نیز هردو در بستر خود خفته ایم عجب بازی های غریبی دارد این روزگار پیوندمان میدهد از هم میگسلمان وخدا میداند که فردا چه بلایی بر سرمان خواهد آورد خدایا کمکمان کند توکل میکنیم

 


امروز باز هم تنهایم
تنهای تنها 
بدون حتی تو
تركم مكن...


او " زن" است  دستانش  ازتو نرم تر وظریف تر... صورتش زیباست...قلبش به  روشنی خورشید...وقتی احساساتی میشود فقط اشك می ریزد...او با همان دستان نرم وظریفش گونه تو را نوازش میكند... با او با خشونت رفتارمكن...زن را آزارمده... با آرامش تمام به حرف هایش گوش بده تا آرام شود... آنقدر اورا غرغرو نخوان... زود دیر میشود...روزی كه نیست به دنبالش میگردی... نباید زود تسلیم ناملایمات زندگی شوی... فقط به اواطمینان خاطربده تا به آرامش ابدی برسد... فقط با او صادق باش تا برای ابد با تو بماند.

 

 


 

بودم ...آمدی

آمدی... هستم

ماندی... میمانم

مثلارفتی... ظاهرا میروم

حقیقتا برگشتی...من كه مانده بودم

میخواهی بمانی... من هم میمانم...

 


  

ای کاش کشف وجود واحساس من فقط با کشف زیبایی های بدنی ام میسر نمیشد ،

آه درد میکشم از احساسم، 

دردی جانکاه وخانمان بر انداز 

زیرا که میخواهمش 

واو تنها برهنه ام را میخواهد تا سیراب شود

 

 


وعده داده بودی ماه را برایم به اسارت بگیری غافل از اینکه مرا اسیر کردی واسمش را گذاشتی دوست داشتن، پرستش وعشق..

 



 

 





نوع سخن : دل فهمی های شاعرانه، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 :: از جانب : سکوت ماه
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script