تبلیغات
کلبه ی "عشق و هستی" - سکوت ماه
 
کلبه ی "عشق و هستی"
من آنروز را انتظار میکشم . . آنروز که بیایی . . حتی روزی که دیگر نباشم. . . باز هم انتظار می کشم
 
 


خاتون من

شاید هرگز بدنیا نیامده باشی

و من انتظارهای بیهوده ی

تو راه بزرگ می کنم

 

بیا، ببین چطور!

بیابان هایم برای آمدنت

سبز می پوشند

 

خاتون من

دیگر کودکی هایم

طعم کتک های پدرم را نمی دهد

و زخم های دلم

خاطرات خارهای بیابان ذهنم

را نمی پوشانند

 

راه میرم

راه میرم  . . .

آنقدر که شاید فراموش کنم

از کجا آمده ام ! . . . .

اما کاش می شد

میدانستم

به کجا بروم تا بفهمم

تو از کجا خواهی آمد

 

سکوتِ بیابان

نوازش مهتاب

و دلهره های مین های زیر پایم

هیچکدام نتوانستند فکر بودن تو را

از من بگیرند

و به نسیم بسپارند

 

از تو می پرسم

ای لاجوردی های قشنگ جهالت

 

آیا

لحظه ای می شود . . .

خواستن هایم، طعم تلخ تعفن نگاه هرزه ام

را ندهند؟؟؟ . . .

 

این روزها را نمی فهمم

چون نبودن هایت

رگ های ذهنم را پر کرده است

اما خوب می بینم

این عادت با تو بودن

روزی مرا خواهد مرد

 

آرزومند آرزوهایتان

 نکیسا


تقدیم  به آوای خوش زندگیم

و افسوس برای روزگارم که دیگر نیست در کنارم





نوع سخن : شعرهای من، 
برچسب ها :

فرستاده شده در تاریخ : جمعه 9 فروردین 1392 :: از جانب : کامیار
محفل عشق و هستی
کلبه ی عشق و هستی تلاشی کوچک اما زیبا برای هر چه زیباتر شدن ایران، وطن زیبای ما می باشد. نکیسا تخلص مدیر محفل عشق و هستی (کامیار) هست. از دوستان گرامی که مایل به همکاری با این محفل هستند تقاضا می شود با مدیریت از طریق ایمیل تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ: کامیار
راهنمای اصلی
سرفصل
اندوختگاه سخن
سخنان تازه
نویسندگان
پیوندها
برگه کناری
دیدگاه ها
نظرتون در مورد محتوای محفل عشق و هستی چیست؟





برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
واپسین بازدید :
واپسین بروز رسانی :
جستجو
آگهی
كمك به كودكان سرطانی

     
     
     
    Lock saving script