
As The Sparrow
To give life you must
take life,
and as our grief falls
flat and hollow
upon the billion-blooded
sea
I pass upon serious
inward-breaking
Shoals rimmed
With white-legged, white-bellied
rotting creatures
Lengthily dead and
Rioting against
surrounding scenes
Dear child, I only did to
you what the sparrow
Did to you; I am old when
it is fashionable to be
young; I cry when it is
fashionable to laugh.
I hated you when it would
have taken less courage to love
هم چون یک
مرغ ماهی خوار
برای این
که زنده گی بدهی، باید زنده گی بگیری
و هنگامی
که اندوه ما در پس میلیون ها
دریای خون،
پوک و بی روح سقوط میکند،
من از
کنار ماهیانی میگذرم که سخت از درون گسسته اند
و به ساحل
می آیند
توسط موجودات
فاسد سپید شکم و سپید پا
بسیاری مرده
اند و
بسیاری غوغا
میکنند بر صحنه های اطراف
فرزند عزیزم،
من برای تو همان کار را کردم
که مرغ
ماهی خوار کرد. من پیرم، آن هنگام که به تر است جوان باشم
گریه میکنم،
آن هنگام که به تر است بخندم
از تو
متنفر بودم، آن هنگام که شهامت کم تری لازم بود
برای عشق
ورزیدن.
آرزومند آرزوهایتان
کامیار
نوع سخن :
گزیده اشعار ناب،
برچسب ها :